مرازیاددوست داشته باش پدرم

 امروز داشتم آگهی فوت های بابارومرورمیکردم شهریور میشه7سال  تمام که بابانیست

اگه بگم زودگذشت دروغ گفتم تواین7سال خیلی ازچیزارواجباراتحمل کردم

دیشب موقع خواب گفتم خدایاممنون که مامان هستقلب

دلم برای باباتنگ شده من الان بهش احتیاج دارم

امروز لای اسنادمون1برگه پیداکردم

رسیدمدارکی بودکه برای تعویض گواهینامه رانندگیش داده بود اماعکس بالاش......

بابایی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اونروزی که رفتی این عکسوانداختی چقدرمهربون بودی چراتواین عکست لبخندبه این قشنگی زدی؟

حالااین عکس زینت بخش خونمون شده توهرروز به هممون لبخندمیزنی

اون روزی که این عکسوانداختی1درصدفکرمیکردی به این زودی تنهامون بذاری؟

1000تانقشه داشتیم برای آینده ولی هیچکدومونتونستیم عملی کنیمگریه

رفتم سراغ رشته ای که دوستداشتی ولی بینش تومریض شدی وبعدش دیگه از اون رشته متنفرم

استادم هرکاری کردبرم امتحانشوبدم گفتم محاله من دیگه دست به پارچه بزنم....هنوزم بعد7سال دست نزدمخنثی

هنوزم وقتی دلم تنگ میشه میرم آگهی فوتاتونگاه میکنم تاباورم بشه ولی باز باورم نمیشهسوال

دیشب اومدی به خوابم ولی مدت زمانش خیلی کم بود این مدت درمقابل دلتنگیای من خیلی کمه

مریم حالامیخواداونی باشه که تومیخوای ولی تونیستی..............

فقط میتونم 1فاتحه بخونم فقط همین

ببخشیددوستان امروز5شنبست منم همیشه آخرهفته هابدجوری دلتنگ میشم منوببخشید

 

 

 

/ 9 نظر / 9 بازدید

مریم[گریه][گریه][گریه][گریه] درسته آقای پدر نیستن ولی تو این مدت روحت خیلی رشد کرده.میدونم سخته نه زر زدم نمیدونم

ماجراهای مریمی

بدین‌وسیله به بازی وبلاگی قالیچه‌ی پرنده دعوت می‌شوید http://merrymiriam.persianblog.ir/post/1542/

منیــــره

خدا رحمتشون کنه.... تسلیت میگم عزیزم...[گریه][گریه][گریه][گریه]

شکلات داغ

خدا پدرتونو بیامزره مریم جان مرسی که به وبلاگ ما سر می زنی این جواب نظرت تو پست نظرسنجی منه لطف می کنی اگ جواب بدی "میشه دلیل و توضیحشم بدید ؟؟؟ مرسی از نظر و لطفتون "

من

خدا رحمتش کنه...

لیلا

اوخیییییییییی[گریه] خدا رحمتشون کنه[گل][ناراحت] چرا اون رشته ای رو که دوست داشت ادامه ندادی؟ اونجوری بابییتم شاد میشد خب!

شراره

خدا رحمتش کنه منم براش فاتحه فرستادم.خیلی دلتنگی نکن فوقش صد سال دیگه همه مون با همیم.پیش خدا... من دیشب خواب مادر بزرگم رو می دیدم..می گفت من همیشه می بینمت.[چشمک]